نوش‌دارو پس از مرگ سهراب

0

با تمام نقدهای تامل برانگیزی که می‌توان به عملکرد سیدمجید صدری داشت یک لحظه خود را جای او قرار می‌دهیم. فرض کنیم در فضای بی ثبات کنونی که خود وزارت ورزش و جوانان هم نمی‌داند چه کند، باید امور جایی مانند پرسپولیس را با مشکلات امروزش رتق و فتق کنید. چه حال و احوالی خواهید داشت. آن هم در حالی که اگر تیم نتایج مطلوب نگیرد از نظر بعضی، شما باید به جای کادر فنی پاسخگو باشید!
مسئولان بیایند خودشان را جای هوادار پرسپولیس بگذارند و اتفاقات سال‌های اخیر، به ویژه این بلاتکلیفی امروز را ببینند و بعد بگویند در آن جایگاه نسبت به خود چه عباراتی را به کار خواهند گرفت.
صحبت‌های دکتر بیژن ذوالفقارنسب را چند باره خواندیم و نگران شدیم. آن‌‌‌‌ها صحبت‌هایی نبود که نشان بدهد آن مجموعه می‌داند چه کند. استیصال وزارت ورزش و جوانان درباره پرسپولیس در صحبت‌ها مشهود بود. شاید مشاور سیدحمید سجادی این ادعا را نپذیرد ولی بهتر است بی‌طرفانه اظهارات خود را بخواند. از آن صحبت‌ها برامد که هیچ جمع‌بندی و دسته‌بندب مشخص اطلاعات تا این لحظه حادث نشده است.
شکستن شاخ غول بر ، وعده سرخرمن
وی این وقفه طولانی برای نظر دادن و رسیدن به یک تصمیم را لازمه انجام یک انتخاب خوب برشمرد. واقعا این‌طور است؟ با این حساب قرار است شاخ غول تصمیم‌هایی را بشکنند که خانه پرش یک سال دوام پیدا می‌کرد؟ ذوالفقارنسب با این سخن، سطح انتظارات را خیلی بالا برد؟ حالا دیگر هر انتخاب و عملکردی قابل پذیرش نیست.
راستی این انتخاب بر اساس کدام متر و معیارها صورت می‌گیرد. چرا هیچ گاه خارج از کلی‌گویی‌ها و سخن‌های عوام پسندانه درست و حسابی گفته نمی‌شود که افراد بر اساس کدام نقشه راه انتخاب می‌شوند تا افکار عمومی، مدیران نسبت به آن چه وظیفه انجامش را داشتند سنجیده شوند؟ به این ترتیب با یک وعده سر خرمن روبه‌رو نباشیم.
یا بخت یا اقبال، یا شیر یا خط
مشاور وزیر درباره اینکه چرا وقتی برای استقلال تصمیم‌گیری صورت گرفت، وضعیت پرسپولیس هم معلوم نشد، لیگ قهرمانان آسیا را بهانه کرد. این سخن در حالی که مطرح می‌شود حضور در لیگ قهرمانان حداقل برای بررسی نفرات، منع و مشکلی ایجاد نمی‌کرد. چنین اظهاراتی نشان می‌دهد خود وزارت در یک نوع وازدگی قرار گرفته است. گویی درمانده باشند که چه تصمیمی بگیرند.
دکتر ذوالفقارنسب در بخشی از مصاحبه روز گذشته خود گفت: « در چنین تصمیم‌گیری‌‌‌‌‌هایی که با عجله باشد آزمون خطا خیلی زیاد می‌شود و در واقع باید بگوییم وزیر باید خیلی شانس بیاورد که مدیران انتخابی خوب باشند.»
در این جا واقعا درباره چه عجله‌ای صحبت می‌شود. اصلا انتظارات مشخص شده است. آیا انتظارات با اختیارات و امکانات، تطابق دارد. خیلی بعید است این مسایل تعریف شده باشد. باز هم یکسری مسایل کلی در میان خواهد بود. مدیرانی که مثلا بتوانند فضا را آرام نگه‌دارند یا ماموریت‌هایی را به انجام برسانند و خود بلاگردان سیستم شوند یا در بهترین حالت نفراتی که نیم‌بند هم شده فشار را از روی وزارت و دولت و رئیس دولت در این بخش بردارند. اگر این‌‌‌‌ها باشد که این همه سفسطه ندارد. تازه می‌گویند وزیر باید خوش شانس باشد که انتخاب‌ها خوب از کار دربیاید؟!
با این اوصاف همه چیز به بخت و اقبال است و در این صورت که شیر یا خط هم می‌تواند روش خوبی برای انتخاب‌ها باشد.
کاسه چه کنم؟ چه کنم؟ در دست وزیر
مشاور وزیر در نهایت توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه نمی‌دهد که چرا عملکرد در قبال پرسپولیس و استقلال این‌قدر متفاوت است. آیا تصمیم‌گیری درباره استقلال سطحی و آجورلو یک گزینه دم‌دستی بوده است؟ یا باید بپذیریم این است یا اینکه در حق پرسپولیس اجحاف می‌شود. ما البته لزوما درباره تغییر نفرات حرف نمی‌زنیم. می‌گوییم باید ثبات ایجاد شود. می‌خواهد صدری مدیرعامل باشد یا فردی دیگر. اینکه الان با حضور مجید صدری، چنین مسایلی مطرح می‌شود یعنی بی‌اعتمادی به فردی که الان حضور دارد. نمی‌شود از کناار این مسایل به سادگی گذشت.
وزارت در جای جای این مصاحبه سرگردان به نظر می‌رسد. گویی برای انتخاب به استیصال رسیده باشند. چرا این گونه است؟ آیا این سردرگمی و نرسیدن به جمع‌بندی به خاطر فشارهایی است که وجود دارد. چه افرادی در حال تصمیم‌گیری هستند یا روی تصمیم‌ها تاثیر می‌گذارند. افراد نزدیک به سجادی می‌دانند گزینه اصلح او دکتر محمد دادگان است ولی گویا نمی‌تواند و نباید او را انتخاب کند. حالا یا به خاطر زبان تند دادگان یا به خاطر اینکه احساس می‌شود پرسپولیس شرایط مطلوبی را برای پرسپولیس ایجاد کند. البته در مورد زبان تند دادگان یک نکته را نباید فراموش کرد. او وقتی در بازی باشد هماهنگ عمل می‌کند و آن طور که بعضی می‌گویند هم نیست. بعضی به معنای واقعی در مقام حمایت و تعریف و ستایش دادگان به زیان او عمل کرده‌اند و بعضی از مسایلی که درباره او مطرح می‌شود افسانه و تابوهای واهی است وگرنه او سال‌ها در این فوتبال کار کرد و در هیات مدیره پرسپولیس هم بود.
از اصل موضوع دور نشویم. مجموعه این اتفاقلات را که بررسی می‌کنیم، به یک جمع بندی می‌رسیم. در وزارت ورزش یا خارج از آن دنبال گزینه‌ای هستند که از یک طرف افکار عمومی را بپسندد، از طرف دیگر دردسر به بار نیاورد و از سوی دیگر پرسپولیس در شرایطی متوسط بماند وگرنه این همه دست دست کردن چه معنایی دارد؟
این کاسه چه کنم؟ چه کنم؟ چیست که سید حمید سجادی به دست گرفته است.
گروکشی صدری یا سجادی
با طولانی شدن پروسه پرداخت پول به کالدرون از روز سه‌شنبه این سخن از سوی بعضی تحلیل‌گران مطرح شد که سید مجید صدری چون نمی‌داند در پرسپولیس می‌ماند یا نه، برای پرداخت پول کالدرون دست دست می‌کند تا در صورت اعلام وزارت بر مدیرعاملی، به عنوان اولین اقدام همین کار را انجام دهد. در پی این تحلیل، بعضی چنین انتخابی را به جهت تهعد مالی نسبت به دیگران، امر قابل قبول دانستند و بعضی هم آن را گروکشی تعبیر کردند در حالی که اصلا معلوم نبود کلیت موضوع درست است یا نه.
حالا از یک منظر دیگر هم می‌شود به موضوع نگاه کرد. آیا پرداخت مطالبات کالدرون و کشاندن یک پیشنهاد خوب پای میز مذاکره برای کارگزاری، نمی‌تواند یک گرو کشی از سوی وزارت باشد تا صدری در صورت انجامش، مدیرعامل شود؟ البته ما کلیت این بحث را قبول نداریم. به هر حال مناسبات کاری در دنیای پست گرفتن و پست دادن همیشه پیچیدگی‌های خود را داشته است به ویژه که یک ضابطه مشخص وجود نداشته باشد و روال کار کاملا سلیقه‌ای، حزبی یا گروهی باشد.
به هر حال هر چه که باشد پرسپولیس اسیر جنگی یا گروگان نیست که این طور با آن برخورد شود. البته اسرای جنگی معمولا تکلیف‌شان روشن است.

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.

-- بارگیری کد امنیتی --