جنگ نابرابر و انتظار نامعقول

0

آخرین بازمانده فوتبال ایران هم از لیگ قهرمانان حذف شد تا رویای قهرمانی در آسیا سال به سال دست نیافتنی‌تر شود. شنبه‌ شب در ورزشگاه پر از تماشاگر ملک فهد ریاض، پرسپولیس تیمی دست و پا بسته بود که حتی برای خودش هم بیگانه می‌آمد.

انگار نه انگار که نایب‌قهرمان آسیا به جنگ الهلال آمده است. کاری با قهرمان ۵ دوره اخیر لیگ ایران کردند که تا حد یک تیم معمولی افول کرده و چنان ضعیف و سردرگم بود گویی بار اول است به این مسابقات پا می‌گذارد! و این پرسپولیس نبوده که هر فصل کابوس حریفانش می‌شده.
در همین یک‌ماه اخیر و بعد از مشخص شدن اینکه الهلال باید با سرخ‌‌‌‌ها بازی کند شاهد بودید که سعودی‌‌‌‌ها چگونه خود را به آب و آتش زدند تا همه شرایط رفاهی را برای صعود نماینده کشورشان فراهم کنند و تیمی قوی و آماده را به جنگ با پرسپولیس بفرستند. از عقب انداختن بازی لیگ تا استراحت دادن به ملی‌پوشان و حتی کمک در کسب میزبانی که این آخری قبل از صعود پرسپولیس به یک چهارم مسجل شد. اما فوتبال ایران به تنها نماینده اش چه امکاناتی داد؟ غیر از اینکه اجازه جذب بازیکن خارجی را سلب کرد، امکان انجام تمرین با نفرات کامل و بازی رسمی را گرفت، دست یحیی را روی نیمکت خالی کرد و مربی و آنالیزورش را گرفت و در آستانه پرواز، ملی‌پوشان پرسپولیس را تحویلش داد تا این تیم خسته، ناهماهنگ و دور از شرایط مسابقه به جنگ لشگر تا بن دندان مسلح حریف برود؟
اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم باخت الهلال به پرسپولیس عدالت فوتبال را زیرسوال می‌برد. قهرمانی در آسیا که حرفش را نزنید. بیشتر به یک شوخی بی‌مزه می‌ماند. به هرحال باید فرقی بین کشوری که برنامه و هدف دارد با کشوری که دیمی کارهایش را پیش می‌برد وجود داشته باشد. اگر عربستان ۲ نماینده در نیمه نهایی دارد این قطعا اتفاقی نیست. و اگر نماینده‌‌‌‌‌های ایران یک به یک حذف شدند این هم یک امر عادی است. فقط هرازگاهی یک پرسپولیس پیدا می‌شود که فراتر از ظرفیت‌‌‌‌‌های ما ظاهر می‌شود و این نباید باعث شود که هوا برمان دارد. این فوتبال همان فوتبال آماتوری است که تکیه اش به غیرت و تعصب بازیکنانش است و هیچ‌گاه هم پیشرفت نمی کند.
تقریبا بسیاری از ما می‌دانستیم پرسپولیس کار سختی مقابل الهلال خواهد داشت و شانس کمی هم برای برد دارد اما تا لحظه آخر امیدوار بودیم باز هم معجزه‌ای از آستین کادرفنی بیرون بیاید. اما باور کنید نه یحیی عصای جادویی دارد که یک‌شبه تیمی را که در کوران بدنسازی بوده تبدیل به همان تیم آماده دوره قبل کند،نه این بازیکنان ربات هستند که انتظار داشته باشیم با هر کوکی به میل ما بچرخند. یک روز با پیراهن تیم‌ملی در امارات بازی کنند و روزی دیگر در تهران مقابل کره و خسته و از راه نرسیده با پرسپولیس به عربستان رفته و جلوی الهلال بایستند!
وقتی الهلالی‌‌‌‌ها با برنامه‌ریزی، تلاش و لابی شرایط را برای حضور تماشاگران خود در استادیوم فراهم می‌کردند، پرسپولیسی‌‌‌‌ها نگران این بودند که می‌توانند اصلا به این مسابقه برسند یا خیر؟ در واقع سرخپوشان آنجایی بازی را باختند که پای پرواز مجبورشان کردند به خانه بازگردند‌. سایر مشکلات هم بماند به کنار. متاسفانه گذر پرسپولیس در بدترین زمان ممکن به الهلال افتاد؛ وقتی که این تیم دوران بدنسازی پیش فصل را گذرانده و از شرایط مسابقه دور است. گل محمدی حتی این فرصت را هم نیافت تا خریدهای جدیدش را با نفرات قبلی هماهنگ کند و آنها را در یک بازی رسمی محک بزند، آن هم در حالیکه چند بازیون اصلی اش را از دست داده بود. قطعا اگر چند ماه دیرتر یا حتی زودتر این بازی برگزار می‌شد الهلال کمترین شانس را برای برد داشت. چون نه پرسپولیس تیم یکماه قبل بود و نه الهلال آن تیمی که جلوی استقلال دیدیم. و ژاردیم که آن زمان تازه هدایت آبی‌پوشان را برعهده گرفته بود طی این مدت با شناخت بیشتر از نفراتش توانست از فرصتی که در مسابقات باشگاهی داشت بهترین استفاده را ببرد و تفکراتش را در تیم جا بیندازد و همانطور که شاهد بودید الهلال توانست نمایش متفاوتی را به نسبت آنچه در دور گروهی و بازی با استقلال داشت به اجرا بگذارد.
بنابراین می‌توان گفت این بازی در شرایط برابر برگزار نشد. در آن صورت می‌شد تحلیل درستی از دو تیم و خصوصا پرسپولیس داشت. البته کادرفنی و بازیکنان با همه مسائل و مشکلاتی که گفته شد اشتباهاتی داشتند که نباید و نمی شود از آن گذشت و قطعا درس گرفتن آنها می‌تواند چراغ راه آینده تیم باشد.خصوصا که امسال حریفان با جذب بازیکنان اسمی تیم پرقدرت تری را به نسبت فصول قبل ساخته اند.
این باخت به پرسپولیس می‌تواند در آستانه شروع لیگ کمک زیادی کند، اگر که از آن فقط به عنوان یک شکست نگاه کنیم. ولی متاسفانه با این هجمه سنگینی که برخی پیشکسوتان بعد از باخت علیه سرخپوشان ایجاد کردند، کادرفنی و بازیکنان را بیشتر دچار اشتباه و گمراهی کنند و چه بسا تیم به بحران فرو رفته و روحیه اش را برای شروع لیگ از دست دهد. البته تعداد این افراد خوشبختانه اندک است و اغلب پیشکسوتان حرف‌های روحیه بخشی بعد از شکست زدند و اگر نقدی هم داشتند سازنده و مفید بود که قطعا کادرفنی باهوش تیم از آنها استفاده خواهند کرد. اما چه خوب است آن دسته از افرادی که اسم پیشکسوت را بر دوش می‌کشند تکلیف خود را با این موضوع مشخص کنند که سمت تیم و هواداران هستند یا سمت دشمنان؟ آقای پیشکسوتی که می‌گویی فضای فوتبال، کشور را تک‌قطبی کرده و دوجین بازیکنان ملی‌پوش را در یک تیم‌جمع کرده‌اند و فرصت رقابت برابر از سایر تیم‌ها گرفته‌اند بدان که با این حرفهایت فقط آب به آسیاب دشمنان ریخته ای. اگر ذره‌ای انصاف و عدالت داشتی به جای اینکه تریبون غریبه‌‌‌‌ها باشی و مثل رقبا شائبه حمایت از پرسپولیس را ایجاد کنی زبان هوادار می‌شدی و مشکلات تیم را فریاد می‌زدی. مثل پنجعلی که از لغو پرواز گفت، مثل پیوس که از دوری بازیکنان از شرایط مسابقه گفت، مثل آشوبی که از افت بدنی بازیکنان گفت و…
چه می‌شد شما هم از مشکلات مالی و مدیریتی تیم می‌گفتی، از جفای فدراسیون و سرمربی تیم‌ملی در حق یحیی و شاگردانش. پرسپولیس که خودش ستاره‌ساز بوده و این همه بازیکن متوسط و گمنام را تحویل تیم‌ملی داده، لژیونر کرده و در شرایطی که هر فصل سایر تیم‌ها گران‌ترین بازیکنان و بهترین بازیکنان خارجی را داشته‌اند ۵ فصل متوالی قهرمان شده؛ آن هم باوجود تغییرات فنی و مدیریتی. پرسپولیسی که هر فصل سهمیه آسیا را برای کشورمان حفظ می‌کند و پرچم ایران را در آسیا برافراشته نگه داشته است. این چه جفایی‌ست که در حق این تیم شایسته می‌کنیم؟

Leave A Reply

Your email address will not be published.

-- بارگیری کد امنیتی --